سيد علي اكبر قرشي

163

قاموس قرآن ( فارسي )

پرسيده بودند و جواب شنيده‌اند . بقول بعضى سؤال از حقيقت هلالها است كه روى چه علتى ماه چنين مىشود و چون قدرت دانستن آن را كه از مسائل هيئت است نداشتند لذا از منافع آن جواب داده شده . ولى اين سخن قابل قبول نيست . هلم : اسم فعل است بمعنى بياوريد و حاضر كنيد و نيز بمعنى بيائيد ، لازم و متعدى به كار رود ، مفرد و جمع و تذكير و تأنيث در آن يكسان باشد اين عقيدهء علماء حجاز است . * ( قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ ) * انعام : 150 . بگو گواهان خود را حاضر كنيد . در اين آيه متعدّى به كار رفته و در آيه ذيل لازم ، * ( وَالْقائِلِينَ لإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا ) * احزاب : 18 . آنان كه ببرادرانشان ميگفتند : بيائيد پيش ما . اين لفظ دو بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است . همد : * ( وَتَرَى الأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ . . . ) * حجّ : 5 . همود بمعنى خاموش شدن ، مردن ، و خشك شدن است گويند « همدت النّار همودا » آتش خاموش شد . « كاد يهمد من الجوع » نزديك بود از گرسنگى بميرد در نهج البلاغه خطبهء 224 آمده « . . . اصواتهم هامدة » صداهايشان خاموش شده مراد از * ( « هامِدَةً » ) * در آيهء شريفه مردن زمين است « ارض هامدة » يعنى زمينيكه مرده است ، علف ، حيات و حركت ندارد يعنى : زمين را مرده مىبينى چون به آن آب نازل كرديم تكان خورده ، بالا ميايد ، آيه نظير * ( وَالله أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِه الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها ) * نحل : 65 . است ايضا آيهء * ( وَمِنْ آياتِه أَنَّكَ تَرَى الأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ . . . ) * فصلت : 39 . هامده فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است . همر : * ( فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ ) * قمر : 11 . همر ( بر وزن فلس ) بمعنى ريختن اشك و آب است « همره فانهمر » ريخت آن را پس ريخته شد . لازم و متعدى آمده است .